داوود حاتمی

شاعر

خواننده

نویسنده

موزیک جدید به نام
طلسم

درباره من

من زاده شبی سرد از شبهای اواخر دیماه سال ۱۳۵۱ هستم. در خانواده‌ای ساده که عشق به فرهنگ و هنر در آن موج می‌زد، چشم به جهان گشودم. گویی زمستان سرد آن شب، نغمه‌های ناب و اصیل را در وجودم زمزمه می‌کرد، نغمه‌هایی که در گذر زمان، به ترانه‌هایی معنادار و آهنگ‌هایی دلنشین تبدیل شدند.

از همان دوران دبستان، ارتباط عجیبی با زبان فارسی داشتم. کلمات در دستان من جان می‌گرفتند و شعرها و داستان‌های ناگفته را روایت می‌کردند. زنگ انشاء برای من ساعت بروز خویشتن بود. وقتی که میتوانستم درونم را بر روی قلم و کاغذ جاری کنم. در ۱۶ سالگی، اولین شعر جدی خود را سرودم، غزلی عاشقانه که از عمق وجودم برمی‌خاست و تولد عشقی عمیق را در قلبم نوید می‌داد.

در دوران دبیرستان، افکار و اندیشه‌های من شکل و رنگ جدیدی به خود گرفتند. غرق در دنیای عرفان و فلسفه شدم، از حافظ و مولانا آموختم و با افکار بزرگان غرب آشنا شدم. این شور و اشتیاق، در غزل‌های دوران دانشجویی من نیز نمود پیدا کرد، غزل‌هایی سرشار از مفاهیم عمیق انسانی و عرفانی.

اما زندگی، تجربه‌های جدیدی را به ارمغان آورد. در سال ۷۴، اتفاقاتی در زندگی من رخ داد که معشوق اشعارم را از دنیای خیال به دنیای واقعی آورد. از آن پس، شعر و ترانه‌های من رنگ و بوی زمینی به خود گرفتند، از عشق و امید، از رنج و شادی، از زندگی و تمام فراز و نشیب‌های آن سخن گفتند.

من در جستجوی راهی برای بیان رساتر افکار و اندیشه‌های خود بودم. داستان نوشتم، غزل سرودم، فیلمنامه نگاشتم و در عرصه‌های مختلف نگارش، قلم خود را آزمودم. اما گویی هیچ‌کدام، آن‌طور که باید، عطش درونی من را سیراب نمی‌کردند. تا اینکه با شعر نو و آثار سهراب سپهری آشنا شدم. در این اشعار، ته مانده علاقه فلسفی و عرفانی خود را یافتم و دریچه‌ای جدید به دنیای شعر و ترانه برایم گشوده شد.

تا به امروز، همواره تلاشم این بوده که هدف مهم خود را در جامعه هنری دنبال کنم. آگاهی دادن به مخاطب، رسالت من است. من معتقدم که آگاهی، کلید خوشبختی است و هنر، ابزاری است قدرتمند برای رساندن این پیام به انسان‌ها.

نظرات دوستان

10 ترجه
15 جایزه بین المللی
1 فیلنامه
10 کشور مختلف